مرجع آموزش مجازی و غیرحضوری 6 پایه ابتدایی

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه‌ ابتدایی

عــناوینی که در ایــن آموزش مــی خــوانید :

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه‌ ابتدایی

 

تعریف کلمات متضاد (مخالف) پایه ابتدایی: به کلماتی گفته می‌شود که از نظر معنی و مفهوم مخالف هم هستند. مانند: (تاریک و روشن) که مخالف همدیگرند.

دو کلمه را که معنای مخالف داشته باشند، متضاد می‌نامند.

گفته شده شرط متضاد بودن دو کلمه آن است که هر دو از یک زبان باشند.

مانند: بیاض و سیاه/ حیات و مرگ را متضاد به شمار نیاورده‌اند، اگر چه در معنی متفاوتند.

برای نشان دادن کلمات مترادف در بین دو کلمه علامت مساوی (=) قرار می‌دهند و برای نشان دادن کلمات متضاد در بین دو کلمه علامت نامساوی (≠) قرار می‌دهند.

یک نکته: کلماتی که دارای «می» کاری هستند برای ساختن مخالف آن‌ها از ترکیب «ن‍ِ» در ابتدای کلمه استفاده می‌شود.

 

برای دیدن هم خانواده کلمات فارسی کلیک کنید

 

کلمات مخالف یا متضاد فارسی به ترتیب حروف الفبا پایه اول ابتدایی

دوست عزیزم !!!

برای مشاهده مخالف کلمات کلاس اول دبستان لینک آبی زیر رو لمس کن

 آموزش کلمات مخالف یا متضاد فارسی اول ابتدایی

 

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه دوم ابتدایی

دوست عزیزم !!!

برای مشاهده مخالف کلمات کلاس دوم دبستان روی لینک آبی زیر کلیک کن

گنجینه کلمات مخالف یا متضاد فارسی دوم ابتدایی

 

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه سوم ابتدایی

دوست عزیزم !!!

برای مشاهده مخالف کلمات کلاس سوم دبستان روی لینک آبی زیر کلیک کن

تدریس کلمات مخالف یا متضاد فارسی سوم ابتدایی

 

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه چهارم ابتدایی

دوست عزیزم !!!

برای مشاهده مخالف کلمات کلاس چهارم دبستان روی لینک آبی زیر کلیک کن

لیست کلمات مخالف یا متضاد فارسی چهارم ابتدایی

 

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه پنجم ابتدایی

دوست عزیزم !!!

برای مشاهده مخالف کلمات کلاس پنجم دبستان روی لینک آبی زیر کلیک کن

یادگیری مخالف یا متضاد کلمات فارسی+پنجم ابتدایی

 

کلمات مخالف یا متضاد فارسی درس به درس پایه ششم ابتدایی

دوست عزیزم !!!

برای مشاهده مخالف کلمات کلاس ششم دبستان روی لینک آبی زیر کلیک کن

جستجوی مخالف یا متضاد کلمات فارسی+ششم ابتدایی

 

*********************************************************

 

جمله سازی با کلمات مخالف یا متضاد فارسی پایه ابتدایی (40 جمله)

هنرمند ≠ بی هنر

1-کسانی که کارهای هنری انجام می‌دهند هنرمند و کسانی که هنر ندارند بی هنر هستند.

آمدن ≠ رفتن

2- هر آمدن یک رفتن دارد.

ارزان ≠ گران

3- هیچ گرانی بی علت نیست و هیچ ارزانی بی حکمت.

بی نیاز ≠ نیازمند

4- بی نیاز و نیازمند هردو بنده خدا هستند.

پست ≠ بلند

5- برای مسافرت به جاده‌های پست و بلند رفتیم.

تاریک ≠ روشن

6- بعد از شب تاریک صبحی روشن است.

ضعیف ≠ قوی

7- افراد قوی از افراد ضعیف محافظت می‌کنند.

کم هوش ≠ باهوش

8- افراد باهوش باید به افراد کم هوش کمک کنند تا بتوانند مسائل را به درستی حل کنند.

غمگین ≠ شادمان

9- یکی از ویژگی‌های انسان این است که گاهی شادمان و گاهی غمگین است.

ناتوان ≠ توانا

10- من به افراد ناتوان کمک می‌کنم تا توانا شوند.

شب ≠ روز

11- حرکت منظم شب و روز یکی از معجزات خداوند است.

بالا ≠ پایین

12- الاکلنگ برای بالا و پایین شدن کودکان است.

زشت ≠ زیبا

13- زشت و زیبا در محضر خداوند با هم برابرند.

جوان ≠ پیر

14- پسرکی جوان دست فردی پیر را بگرفت.

خشک ≠ خیس

15- باران دشت خشک ما را خیس کرد.

خنده ≠ گریه

16- خنده می‌زنم بر گریه‌های بی امان شبانه‌ام.

خوبی ≠ بدی

17- خوبی و بدی یادگار ما در این دنیاست.

ترسو ≠ دلیر

18- افراد ترسو دوست دارند جای افراد دلیر باشند.

محروم ≠ بهره مند

19- افراد محروم با توکل به خدا و کمک خواستن از او می‌توانند از برکات خداوند بهره مند شوند.

دیر ≠ زود

20- دیر یا زود بازگشت همه‌ی انسان‌ها به سوی خداست.

راست ≠ دروغ

21- اگر همیشه راست بگویید، نیازی نیست چیزی را به دروغ در ذهن بسپارید.

روزانه ≠ شبانه

22- ورزش و خواب بخشی از روند روزانه و شبانه‌ام شده‌است.

روشنایی ≠ تاریکی

23- پایان تاریکی روشنایی بیداد می‌کند.

سیاه ≠ سفید

24- سیاه و سفید دو رنگ متضاد هستند.

گرم ≠ سرد

مطلب مرتبط: برای دانلود فایل pdf جزوه آموزشی اینجا کلیک کنید

25- در فصل بهار هوا گاهی گرم و گاهی سرد است.

ناشناخته ≠ آشنا

26- برای دیدن ناشناخته‌ها به سفرهای آشنا برو.

ویران ≠ آباد

27- با دیدن تو کلیه ویرانه دلم آباد خواهد شد.

کم ≠ زیاد

28- دیدن روی باران زیادی بر کم و کاستی‌هایم اثر می‌گذارد.

زندگی ≠ مرگ

29- مرگ و زندگی دست خداست.

آغاز ≠ پایان

30- از نقطه آغاز تا پایان راه به یاد خدا باش.

جنگ ≠ صلح

31- جنگ تدبیر بی خردان و صلح پیشه عاقلان.

آسان ≠ دشوار

32- برای آسان شدن هر دشواری باید مطالعه کرد.

ثروتمند ≠ فقیر

33- افراد ثروتمند به افراد فقیر کمک می‌کنند.

به آرامی ≠ به تندی

34- باران به آرامی می‌بارید و من به تندی دل تنگ تو.

ناپسند ≠ پسندیده

35- اخلاق ناپسند دوستم پسندیده نیست.

خیر ≠ شر

36- از خیر و شر روزگار نترس.

ناجوانمرد ≠ جوانمرد

37- جوانمرد کسی است که بدی را با نیکی پاسخ دهد و ناجوانمرد برعکس.

بگو ≠ نگو

38- بگو نگو های دوستانه تبدیل به جنگ شد.

سیراب ≠ تشنه

39- سیراب می‌شود لب هر تشنه با یاد حسین.

جانور اهلی ≠ جانور وحشی

40- جانوران اهلی قابلیت نگهداری در خانه را دارند ولی جانوران وحشی خیر.

 

آموزش و تدریس کلمات مخالف یا متضاد فارسی پایه ابتدایی – سخنی با معلمان و آموزگاران پایه ابتدایی

 

آیا همه‌ی کلمات فارسی متضاد یا مخالف دارند؟

هر زبان مجموعه‌ای از کلمات (تک واژها و واژه‌ها) است. هر تکواژ دارای مجموعه‌های از ویژگی های معنایی است که برای توصیف و شرح معنای آن تکواژ به کار می‌رود.

مثلاً از طریق رابطه معنایی “ترادف” می‌توان واژه‌های هم معنا را جدا کرد و گفت ≠ “پدر” و “بابا” در یک معنی هستند و یا از طریق رابطه‌ی تضاد گفت “روز” و “شب” ضد هستند.

برای توجیه اصطلاحات معنایی “تضاد” می‌توان از این مشخصه استفاده کرد:

متضاد به دو واژه‌ای گفته می‌شود که کلیه‌ی مشخصه‌های آن‌ها به‌جز یک مشخصه یکسان باشد یا فقط در یک مشخصه اختلاف داشته باشد.

این مشخصه‌ی استثنایی باید بتواند یک پدیده را به دو وضعیت متمایز تقسیم کند. طبق این تعریف می­توان گفت “پیر” و “جوان” متضاد هستند؛ زیرا هر دو حاکی از سن افراد هستند و فقط در مقدار سن یکسانی ندارند.

در این راستا واژه‌های “مرد” و “دختر” نمی­توانند ضد باشند، زیرا تفاوت آنها در بیش از یک مشخصه است.

واژه‌های متضاد حتماً باید در تمام ویژگی‌ها مثل هم باشند، به جز یک ویژگی اصلی و هر دو کلمه در یک مقوله و گروه قرار گیرند و ویژگی‌های مشابه به هم داشته باشند.

مثلاً هیچ گاه نمی­توان گفت ≠ “آسمان” ضد “خاک” است؛ زیرا تفاوت آسمان و خاک در بیشتر از یک مورد است و این دو کلمه در یک مقوله قرار نمی‌گیرند.

برخی نیز رابطة تضاد بین کلمات را این گونه معنی کرده‌اند ≠ «دو کلمه را گویند که در “صورت” مختلف و در “معنی” ضد یکدیگر باشند ≠ مثل خوبی و بدی»

در این تعریف بر این امر تأکید شده است که دو کلمة متضاد حتماً باید در “صورت” و “ظاهر” مختلف باشند تا معنی ضدّیت را برساند.

البته خلاف این امر نیز دیده شده است که کلمات حتی در ظاهر کاملاً شبیه هم هستند؛ امّا معنای ضدّیت خویش را حفظ کرده‌اند که از آن تحت عنوان “اضداد” یاد می‌شود. مثل واژه‌ی “فراز” که هم به معنی “باز” است و هم “بسته”.

در لغت نامه‌ی “دهخدا” ذیل این کلمه چنین آمده است ≠ «فراز آمدن، فراز شدن، فراز کردن، فراز گردیدن، فراز گشتن، در این معنی از اضداد است و به معنی بسته نیز می‌آید» (دهخدا ذیل کلمه). و نیز کلمات “خواجه” در زبان فارسی و “مولی” در زبان عربی که هم به معنی “سرور” و “آقا” است و هم “عبد” و “غلام”.

باید اذعان کرد، به‌راحتی نمی‌توان واژه‌هایی را یافت که از نظر ویژگی­های معنایی کاملاً با هم مطابقت داشته باشند. این امر مخصوصاً برای کسانی که در صدد آموزش زبان فارسی هستند و خود اهل این زبان نیستند، مشکل‌تر می‌نماید.

مثلاً تعداد واژه‌های متضادی که کاملاً از نظر معنایی با هم یکسان باشند، مگر در یک مورد، بسیار کم است. به همین خاطر است که یافتن واژه‌های متضاد گاهی با دردسر و اختلاف نظر روبه‌رو می‌شود.

این امر نه تنها در واژه­های متضاد؛ بلکه در یافتن واژه‌های مترادف نیز صدق می‌کند. زیرا هم معنایی کامل بسیار نادر است.

حتی واژه‌هایی که معانی آنها بسیار نزدیک به هم است، در جنبه‌های ظریفی که عموماً منشأ کاربرد شناختی دارند، با هم متفاوتند.

مثلاً اگر چه معانی گروه واژه‌هایی چون “زیاد، فراوان، بسیار” یکی است؛ امّا هر کدام از آنها در بردارنده‌ی معنایی است که دیگر واژگان از آن بی بهره‌اند؛ یعنی در همین گروه ترادفی بار معنایی “بسیار” بیشتر از “زیاد” و “فراوان” است.

با مطالعه در محتوا و مشخصه‌های واژه‌ها معلوم می‌شود، دو واژه هیچ گاه به طور دقیق هم معنا نیستند، زیرا ممکن است، بار محتوایی و معنایی آنها به مقدار کمی با هم تفاوت داشته باشند. “برخی معتقدند در هیچ زبانی کلمات مترادف وجود ندارد، زیرا اگر دو کلمه به ظاهر هم ردیف و یا نزدیک به هم باشند، از جهت مورد استعمال در عبارات فصیح و بلیغ با هم مترادف نخواهد بود”

امکانات زبانی اجازه نمی‌دهد، دو واژه معنای واحدی را به طور کامل داشته باشند.

فقط گاهی، واژه‌ها در برخی هم‌نشینی‌ها روی زنجیره‌ی گفتار می‌توانند معنای واحدی بیابند. واژه‌های هم معنا تنها به طور ناقص می‌توانند در برخی بافت‌های ویژه با یکدیگر هم معنا شوند.

تفاوت‌های موجود میان واژه‌های هم معنا برخاسته است، از کاربردهای لهجه‌ای سبکی (ادبی، غیرادبی و غیره) گونه‌ای (گفتاری، نوشتاری، رسمی، غیر رسمی) در زمانی (غیر هم زمانی) بافتی (از نظر هم نشینی با واژه‌های دیگر دارای توزیع جداگانه باشند) و بار عاطفی به سبب چنین مسایلی معنی شناسان معتقدند هم‌معنایی مطلق میان واژه‌ها نیست»

 

طرز ساخت واژه‌های متضاد

در بیان و کیفیت ساخت واژگان متضاد باید توجه داشت، در زنجیره‌ی گفتار برخی از واژه‌ها در معنی، ضد هم هستند و از نظر شکل و ساختار ظاهری بین دو واژه‌ی متضاد تناسبی دیده نمی‌شود.

در این‌گونه موارد، کاربرد اهل زبان، معیار است و کلماتی را که اهل زبان ضد هم به کار می‌برند، اضداد می دانیم، البته در رابطه‌ی هم نشینی آنها با کلمات دیگر. اینگونه کلمات سماعی‌اند.

در کلمات متضادی که از نظر معنوی چنین رابطه‌ای با هم دارند، بعد از آن که آن کلمه در نتیجه‌ی ساختارهای دستوری، حالت‌های مختلف گرفت، کلمه‌ی ضد آن نیز چنین حالت‌هایی را عیناً می‌گیرد.

به عبارت دیگر در اینگونه کلمات، تکیه بر اصل دو کلمه‌ای است که ضد هم هستند و پیشوندها و پسوندهایشان تکرار می‌شود. مثل روز شب / روزانه شبانه / روزی شبی / روزها شب‌ها.

گاهی برای ساخت کلمات متضاد تحت تأثیر قواعد صرف و نحو عربی هستیم. مثلاً ساختار “اسم فاعل” ضدی می‌شود برای ساختار “اسم مفعول” مانند ظالم مظلوم یا حاکم محکوم.

امّا در همین ساختار نیز گاهی کلمات نمی‌توانند به صورت متضاد به کار روند. مثلاً در ساختار فارسی هیچ وقت “عالم” را ضد کلمه “معلوم” نمی‌دانیم؛ بلکه معتقدیم ضد “عالم”، “جاهل” است.

از طرفی برخی از جفت واژه‌های متضاد نیز قیاسی هستند و از قوانین و ساختار خاصی پیروی می‌نمایند. مثلاً در برخی از کلمات ضد “با” می‌شود “بی”. مثال ≠ “با ادب” – “بی ادب”، “باارزش” -“بی­ارزش”. برای بیان این امر می‌توان آن را در ساختار کلمات “مشتق” و “مرکب” به طور جداگانه بررسی نمود.

 

نتیجه مباحث متضاد کلمات

1- در زبان فارسی کلمات متضاد کاربرد فراوان و ساختارهای متفاوتی دارند که چون به طور تجربی از کودکی با آنها مأنوس بوده‌ایم هنگام یافتن یا کاربرد آنها کمتر دچار درنگ یا لغزش و خطا می‌شویم؛ ولی هنگام آموزش به غیر فارسی زبانان گاهی با مشکل روبه‌رو می‌شویم.

2- در تشخیص واژگان متضاد، کاربرد اهل زبان اولین و مهمترین معیار و محک است؛ زیرا ممکن است، در بین اهل زبان جفت واژگانی به عنوان متضاد به کار روند که برای غیر اهل زبان تشخیص تضاد آن ممکن نباشد. در اینگونه واژگان در ظاهر لفظ و معنای واژه هیچگونه تضادی دیده نمی‌شود و فقط معیار اهل زبانند.

3- ساختمان واژگان متضاد از قانون و نظام خاصی پیروی نمی‌کند. اگر چه برخی از ساختارهای آن قیاسی است و می‌تواند الگوی مشترکی داشته باشد امّا در اکثر موارد اینگونه نیست و حالت سماعی دارد.

4- متضادهای سماعی سه دسته‌اند، متضادهایی که یک جزء ثابت دارند، متضادهایی که هر دو جزءشان متغیر است و متضادهای ترکیبی که نوع اخیر خود به دو دسته همراه با واو عطف و بدون واو عطف قابل تقسیم‌اند.

5- کلمات متضاد باید در تمام مشخصه‌ها با هم یکسان باشند به جز یک مشخصه. پس اگر جفت واژگانی در بیش از یک مشخصه با هم اختلاف داشته باشند، نمی‌توانند با هم رابطه ضدیت برقرار نمایند.

6- رابطه تضاد اعم از نفی است. به عبارتی تمام کلمات منفی با هم رابطة ضدیّت دارند؛ امّا تمام اضداد نمی‌توانند رابطة نفی برقرار کنند. رابطة تضاد و نفی عموم و خصوص مطلق است.

7- برخی از جفت واژه‌های متضاد تحت تأثیر زبان عربی ساخته شده‌اند. مثلاً در زبان عربی ساختار “اسم فاعل” و “اسم مفعول” می‌توانند نسبت به هم ضدیت داشته باشند. مثل “ظالم” و “مظلوم”. امّا در همین ساختار واژه‌هایی هستند که رابطة ضدیّت را نمی‌رسانند. مثل “عالم ” که ضد آن “معلوم” نیست؛ بلکه “جاهل” است.

8- در ساختار کلمات مشتق که از قانون و نظام خاصی برای ساخت واژگان متضاد پیروی می‌شود، تمام وندهایی که در ساختمان اضداد به کار می‌رود پیشوند است و در بررسی‌های انجام شده “میان وند” یا “پسوند” دیده نشد.

9- در ساختمان کلمات مشتق هنگام ساخت متضاد گاهی تکواژ آزاد آن تکرار می‌شود و تکواژ وابسته آن متغیّر است و گاهی برعکس تکواژ وابسته تکرار می‌شود و تکواژ آزاد به عنوان ضد آورده می‌شود.

10- تمام کلماتی که در دستور زبان با هم رابطه‌ی تضاد دارند، می‌توانند در بدیع نیز آرایه تضاد و مطابقه داشته باشند؛ امّا تمام آنچه در بدیع و در بین بدیع شناسان می‌توانند با هم مطابقه داشته باشند در دستور زبان نمی‌توانند رابطة تضاد با هم داشته باشند. مثل تضاد چهار عنصر در بدیع که در دستور زبان، دستور نویسان تضادی بین آنها قائل نیستند.

11- در برخی از ساختارهای مرکب که کلمه از دو تکواژ معنی دار تشکیل شده، می‌تواند واژهای مشتق به عنوان ضد آن در نظر گرفته شود. برعکس این امر نیز صادق است؛ یعنی واژه‌ای مشتق که ضدّی مرکّب داشته باشد.

12- جفت واژه‌های متضاد باید حتماً از یک زبان باشند؛ نمی‌توان ضد کلمه‌ای را به زبان دیگر بیان کرد. مثل موت و زندگی.

13- گاهی اضداد در کنار هم به عنوان واژه‌ای جدید در دایره‌ی واژگان زبان به زندگی خود ادامه می‌دهند و کم کم حالت یک کلمه را می‌گیرند.

14- از آنجایی که بحث طباق و تضاد و پارادوکس (متناقض نمایی) در حوزه علم بلاغت نیز در بردارندة بحث تضاد در دستور است؛ بخصوص در مواردی که در ساخت و کابرد تضاد باید به معنای آن توجه داشت، آشنایی با بدیع و بیان می‌تواند مفید واقع شود.

کلمات مخالف یا متضاد فارسی

جستجوی کلمات متضاد سخت – آموزش کلمه متضاد یا مخالف – معنی متضاد یا مخالف کلمات -متضاد کلمات انواع – علامت متضاد -آموزش واژه متضاد یا مخالف کلمه – تدریس متضاد و مخالف کلمه  – جستجوی واژگان مخالف و متضاد

– ;glhj ljqhn – ;glhj lohgt – ljqhn ;gli

80%
عالیه
  • طراحی
8 نظرات
  1. علی محمدی می گوید

    عالی باز هم از درس های دیگر بگذارید

    1. rezaei می گوید

      باسلام ممنون از حسن توجه شما. چشم. در هر دوره ای مطالب بروزرسانی میشود

  2. نیکا می گوید

    افتضاح

    1. rezaei می گوید

      چرا عزیزم؟

  3. میثم می گوید

    مطالب سایت تعلیم کده خیلی عالی هست

    1. rezaei می گوید

      سپاسگزاریم

    2. rezaei می گوید

      خوشحالیم که مطالب سایت براتون مفید بوده

  4. جواد می گوید

    کلمات مخالف و متضاد فارسی کامله

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.